X
تبلیغات
رایتل
حرف دل
محفل دل های بی ریا
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
منتظران بهار!

منتظران بهار! بوی شکفتن رسید
مژده به گل‌ها برید، یار به گلشن رسید


لمعه مهر ازل، بر در و دیوار تافت
جام تجلی به دست، نور ز ایمن رسید


نامه و پیغام را رسم تکلف نماند
فکر عبارت کراست معنی روشن رسید


زین چمنستان کنون، بستن مژگان خطاست 

آینه صیقل زنید دیده به دیدن رسید


بیدل از اسرار عشق، هیچ کس آگاه نیست 

گاه گذشتن گذشت، وقت رسیدن رسید


بیدل


میلاد حضرت زینب سلام الله علیها مبارک

دل را به پاس عشق تو میل خُم است و بس
جان در ره دمشق تو سر در گم است و بس

زاندم که از بهشت تو تبعید می شدیم
تا حال ننگ ما طلب گندم است و بس

آهنگ های بهاری دهه ی 70!!!!

سلللللللللللللللللللللاااااااااااااااااااااااااااااام دوستای خوبـــــــــــــــــــــــــــــــم


یه سری آهنگ های دهه 70 مربوط به بهارو به همراه متنشن برای دانلود گذاشتم


برای دانلود به ادامه ی مطلب برین لطفا


و چه تلخ است داستان انتظار

یک سال دیگه هم گذشت...

این آخرین جمعه ی سال نود و یکه، و هنوزم که هنوزه از یوسف زهرا خبری نیست


راستی تو این یه سال من چی کار کردم؟

آیا کاری کردم که ظهور حضرت رو نزدیکتر کنه؟ یا برعکس ...... (خدا نکنه )


آیا هر هفته که نامه ی اعمال من به دست امام زمان رسیده، لبخند روی لبش اومده یا....(خدا نکنه )


آیا دعاهای فرجی که زمزمه کردم از ته قلبم بوده یا فقط لقلقه ی زبونم؟


یا صاحب الزمان!


ای کاش این جمعه، آخرین جمعه ی فراق شما باشه


ای کاش من توی سال جدید بتونم فقط یک قدم برای تعجیل ظهور شما بردارم.


ای کاش تعداد یادداشت های "جمعه های اننتظار" این وبلاگ دیگه زیاد نشه.


ای کاش وجود شما تو زندگی من جاری باشه


ای کاش مهم ترین خبر سال 92 این باشه : " مهدی فاطمه آمد"


ای کاش..............


همه ی دوستای گلم که این یادداشت رو میخونین، بیاین همه مون از ته دل دعای فرج رو زمزمه کنیم و از خدا بخوایم که .... فقط .... دل مولامون رو خون نکنیم


گمگشته ی طریقت عشق آن زمان شدم

تا قبله گاه دیده ی من گشت روی تو

بر من حرام سجده ی دل جز به سوی تو

 

ما را طواف کعبه چه حاجت که بسته ایم

احرام عشق بر حرم خاک کوی تو

 

آمد بهار ای دوستان


آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم


گرد غریبان چمن خیزید تا جولان کنیم


امروز چون زنبورها پران شویم از گل به گل

تا در عسل خانه جهان شش گوشه آبادان کنیم


زندگی
زندگی شاید ،

شعر پدرم بود ، که خواند

چای مادر ، که مرا گرم نمود

... نان خواهر ، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم

زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست

لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد ،

قدر این خاطره را دریابم

هله نومید نباشی که تو را یار براند


هله نومید نباشی که تو را یار براند

گرت امروز براند نه که فردات بخواند ؟

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا

ز پس صبر تو را ,او به سرِ صدر نشاند


و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها

ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند


همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد

بدهد هر دو جهان را و دلی را نَرمانَد


دل من گِرد جهان گشت و نیابید مثالش

به که ماند به که ماند به که ماند به که ماند ؟


هله خاموش! که بی‌گفت , از این مِی همگان را

بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند


مولوی

راستی! فاطمیه نزدیک است
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر 

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد...


سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار

باغ ارغوان


دل خزان زده ام باغ ارغوان شده است

 

 

بهشت خاطر پژمرده ام جوان شده است

همای بخت به گرد سرم کند پرواز

 

 

زلال شوق به رگ های جان روان شده است

تعداد کل صفحات: 38