X
تبلیغات
رایتل
حرف دل
محفل دل های بی ریا
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
دل داده ام بر باد...
دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد
 
ای عشق از آتش اصل و نسب داری
از تیره ی دودی ، از دودمان باد

آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد

از خاک ما در باد ، بوی تو می آید
تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد

مرحوم قیصر امین پور

اللــــ ـــــهم صل علــــ ـــــی محمد و آل محمد

الإمامُ الرِّضا علیه ‏السلام :


مَن لم یَقدِرْ على مایُکَفِّرُ بهِ ذُنوبَهُ فَلْیُکثِرْ مِنَ الصلواتِ على محمّدٍ وآلِهِ فإنّها تَهدِمُ الذُّنوبَ هَدماً .



امام رضا علیه‏ السلام :


هر که نمى‏تواند کارى کند که به سبب آن گناهانش زدوده شود بر محمّد و آل او بسیار درود فرستد ؛ زیرا که آن ، گناهان را ریشه کن مى‏ کند .


أمالی الصدوق : 68 / 4 منتخب میزان الحکمة : 224


یک نفر مانده از این قوم که بر می گردد

 می رود قصه ی ما سوی سرانجام آرام

 دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام


می نویسم که شب تار سحر می گردد

یک نفر مانده از این قوم که بر می گردد



سید حمیدرضا برقعی

پرسه در خیال


امضای سید حمیدرضا برقعی

سلام به همه ی دوستای گلم


دیروز افتخار این رو داشتم که در محفل شعر فاطمی که با حضور بهترین شاعر ایران جناب سید حمیدرضا برقعی برگزار می شد شرکت کنم. واقعاً خوشحالم


ایشون هم لطف کردن و در کمال فروتنی کتاب هاشون برام امضا کردن. عکس کتاب ها و امضای ایشون رو در ادامه ی مطلب قرار می دم تا همه ی دوستام استفاده کنن. انشاالله همیشه در راه خدمت به اهل بیت موفق و پایدار باشن.

متن و صوت نوحه ی معروف عشق یعنی از محمود کریمی


ای تربت گمگشته ات دارالسلام انبیا

صحن بقیع خلوتت بیت الحرام انبیا
تنها نه مام احمدی مام تمام انبیا
از کوثر احسان تو لبریز جام انبیا

 

عشق یعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی مست مست
عشق یعنی ذکر ناموس خدا
یا علی گفتن به زیر دست و پا

 



عالم به حال شاه مردان گریه می کرد


چشم فلک چون ابر نیسان گریه می کرد

روزی که زهرا در بیابان گریه می کرد

دیوار و در آغشتۀ خون بود و می سوخت

جبریل بر لب ذکر قرآن گریه می کرد

 

یک روز... یک نفر...

گفت : در می زنند مهمان است

گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است

 مزن این خانهء مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما...

 

گفت:آرام ما خدا داریم

ما کجا کار با شما داریم

 و اگر روضه ای به پا داریم

پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما...

 

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما...

 

بین آن کوچه چند بار افتاد

اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد

تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-

گفت: یک روز یک نفر اما...

(سید حمیدرضا برقعی)

(وبلاگ پرسه در خیال)


شهید گمنام ....سلام

این پلاک و استخوان از من به صف جا مانده است
نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است
من خودم از شوق می ‏رفتم تنم افتاده بود
در مقام وصل فهمیدم که سرجا مانده است
بى نشانى را خود من خواستم باور کنید
نام گمنامى اگر دیدید تنها مانده است
من رفیقى داشتم همسنگرم جانباز شد
دست‏هایش یادگارى پیش مولا مانده است
آن بسیجى هم که معبر را برایم باز کرد
دیدمش آن روز در تشییع بی ‏پا مانده است
یادتان باشد سلاح و کوله و فانسقه ‏ام
زیر نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده است
پاسداریدش مبادا غفلتى خاکسترى
گیرد عزمى را که آن از راز زهرا (س) مانده است






جای همه ی دوستان خالی. دیروز دو شهید گمنام بزرگوار مهمون مسجد محل ما بودن. این تصاویر رو خودم از مراسم تهیه کردم. ببخشید که یکم بی کیفیته. نور کم بود.

التماس دعا

خدا رحم کند....



شهر آبستن غم هاست خدا رحم کند


شهر این بار چه غوغاست خدارحم کند



بوی دود است که پیچیده، کجا می سوزد؟

نکند خانه ی مولاست خدا رحم کند

 

آقا بیا ...



آقا بیا که فاجعه از حد گذشته است

انسان ز مرز هر چه نباید گذشته است


آقا بیا ببین که چه ها در زمان ما
بر امت مسیح و محمد گذشته است


تو شاهدی خودت که در این روزگار تلخ
بر دوستان خوب خدا بد گذشته است


هر روز بی قراریمان می شود فزون
فرصت برای حوصله شاید گذشته است


فرماندهان ناب تو شاید شمارشان
از مرز شوق آور سیصد گذشته است


هر روز ترس و توطئه، هر روز مرگ و خون
آقا بیا که فاجعه از حد گذشته است



امیر سیاهپوش

تعداد کل صفحات: 37