X
تبلیغات
رایتل
لحظه ی گریه ی اذان شده بود ... - حرف دل
محفل دل های بی ریا
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
لحظه ی گریه ی اذان شده بود ...


وقت پرواز آسمان شده بود

گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود


  
 

کوفه لبریز از مصیبت بود

 باد در کوچه نوحه خوان شده بود

شور افتاد در دل زینب (س)

پی بابا دلش روان شده بود

در و دیوار التماسش کرد

در و دیوار مهربان شده بود

شوق دیدار حضرت زهرا

در نگاه علی عیان شده بود

خار در چشم و تیغ بین گلو

زخم ،مهمان استخوان شده بود

سایه ای شوم پشت هر دیوار

در کمین علی نهان شده بود

ناگهان آسمان ترک برداشت

فرق خورشید خون فشان شده بود

 

در نجف سینه بیقرار از عشق

گفت “لا یمکن الفرار” از عشق


سید حمیدرضا برقعی

(2 لایک)
نظرات (5)
جمعه 27 تیر 1393 ساعت 02:36
این منم، بیدار، از هول گناه

مى کنم، بر آسمان شب، نگاه

این منم، از راه دور افتاده اى

رایگان، عمر خود از کف داده اى

این منم، در دستِ غفلت ها اسیر

اى خداى مهربان، دستم بگیر . . .

دوست من التماس دعا داریم تو این شبهای قشنگ ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حاجت روا باشید انشاالله
محتاج دعای پاکتون هستم
یکشنبه 29 تیر 1393 ساعت 15:28
سلام مهسا جون
شعر خیلی قشنگی بود
ایشالا بری نجف
امشب منو هم دعا کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. انشاالله همراه شما با هم بریم خانوم گل

حاجت روا انشاالله ... محتاج دعا
سه‌شنبه 31 تیر 1393 ساعت 14:11
از تو سر و زمادر ما سینه ای شکست
تا صبح حشر بر و بر سینه میزنیم...
-----------------------
علی امام من است و منم گدای علی
هزار جان گرامی فدای نام علی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
احسنت
سه‌شنبه 31 تیر 1393 ساعت 14:11
از گدا هم کریم میسازی...
بس که اعجاز کیمیا داری...
یکی از اهل کربلا میگفت...
خوش ب حالت امام رضا داری....
سلام ب روزم و منتظر شما....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زیبا بود ... انشاالله خدمت میرسم
جمعه 3 مرداد 1393 ساعت 00:00
سلام مهسا خانم
عادتتان قبول

آپم با پست کم کم ماه مهمانی خدا تمام میشود...
تشریف بیارید به وبم ..منتظرم

موفق باشید
التماس دعا
یا علی مدد:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنون
چشم انشاالله خدمت می رسم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد