X
تبلیغات
رایتل
حرف دل
محفل دل های بی ریا
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
ماجرای مناظره امام سجاد(ع) با مرد شامی
حرم پیامبر خدا(ص) را از دروازه‌اى که «تَوما» نامیده مى‌شد، وارد شهر دمشق کردند، پیرمردى جلو آمد و به آنان نزدیک شد و گفت: ستایش ویژه خدایى است که شما را کُشت و هلاکتان ساخت و مردان را از آزار شما آسوده کرد و شما را در اختیار امیرمؤمنان نهاد!
 
امام زین‌العابدین(ع) به او فرمود:
وقایع سقیفه از لسان سلمان‏


بیعت ابو بکر

استدلال قریش در مقابل انصار با حق على علیه السّلام‏
ابان بن ابى عیّاش از سلیم بن قیس نقل مى‏ کند که گفت: از سلمان فارسى شنیدم که چنین مى‏ گفت:
هنگامى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله از دنیا رفت و مردم آنچه مى‏ خواستند کردند، ابو بکر و عمر و ابو عبیده جراح نزد مردم آمدند و با انصار به مخاصمه برخاستند و آنان را با حجت و دلیل على علیه السّلام محکوم کردند و چنین گفتند: اى گروه انصار، قریش از شما به امر خلافت سزاوارترند، زیرا پیامبر صلى اللَّه علیه و آله از قریش است، و مهاجرین از شما بهترند زیرا خداوند در کتابش ابتدا آنان را ذکر کرده و ایشان را فضیلت داده است. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله هم فرموده است:
«امامان از قریش ‏اند».

تقدیم به .... مریم و سهیلا

السلام علیک یا ولی الله السلام علیک یا حجة الله السلام علیک یا نور الله فی ظلمات الارض

السلام علیک یا عمود الدین السلام علیک یا وارث ادم صفوة الله السلام علیک یا وارث نوح نبی الله

السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله السلام علیک یا وارث اسمعیل ذبیح الله السلام علیک یا

وارث موسی کلیم الله السلام علیک یا وارث عیسی روح الله السلام علیک یا وارث محمد رسول الله

السلام علیک یا وارث امیرالمؤمنین علی ولی الله و وصی رسول رب العالمین السلام علیک یا وارث

فاطمة الزهراء السلام علیک یا وارث الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة السلام علیک یا

وارث علی بن الحسین زین العابدین السلام علیک یاوارث محمد بن علی باقر علم الاولین و

الاخرین السلام علیک یا وارث جعفر بن محمد الصادق البار السلام علیک یا وارث موسی بن جعفر

السلام علیک ایها الصدیق الشهید السلام علیک ایها الوصی البار التقی اشهد انک قد اقمت الصلوة

و اتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و عبدت الله حتی اتیک الیقین

السلام علیک یا ابا الحسن و رحمة الله و برکاته


به یاد روزهای خوش مشهد- آبان 91


یا مولا علی...

شب همان شب که سفر مبدأ دوران می‌شد

خط به خط باور تقویم مسلمان می شد

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شب

صحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها

باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

مرد مردی که کمر بسته به پیکار دگر

بی زره آمده در معرکه یک بار دگر

تا خود صبح خطر دور و برش می‌رقصید

تیغ عریان شده بالای سرش می‌رقصید

مرد آن است که تا لحظه آخر مانده

در شب خوف و خطر جای پیمبر مانده

گر چه باران به سبو بود و نفهمید کسی

و محمد خود او بود و نفهمید کسی

در شب فتنه شب فتنه شب خنجرها

باز هم چاره علی بود نه آن دیگرها

دیگرانی که به هنگامه تمرّد کردند

جان پیغمبر خود را سپر خود کردند

بگذارید بگویم چه غمی حاصل شد

آیه ترس برای چه کسی نازل شد

بگذارید بگویم خطر عشق مکن

جگر شیر نداری سفر عشق مکن

عنکبوت آیه‌ای از معجزه بر سر در دوخت

تاری از رشته ایمان تو محکم‌تر دوخت

از شب ترس و تبانی چه بگویم دیگر؟!

از فلانی و فلانی چه بگویم دیگر؟!

یازده قرن به دل سوخته‌ام می‌دانی

مُهر وحدت به لبم دوخته‌ام می‌دانی 

باز هم یک نفر از درد به من می‌گوید

من زبان بسته‌ام و خواجه سخن می‌گوید

من که از آتش دل چون خُم مِی در جوشم

مُهر بر لب‌زده خون می‌خورم و خاموشم

طاقت‌آوردن این درد نهان آسان نیست

شِقْشقیّه است و سخن گفتن از آن آسان نیست

سید حمیدرضا برقعی


تعداد کل صفحات: 374