X
تبلیغات
رایتل
برچسب اشعار عرفان نظرآهاری - حرف دل
محفل دل های بی ریا
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
ایستگاه اجابت دعا

یک نفر دلش شکسته بود

توی ایستگاه اجابت دعا

منتظر نشسته بود

منتظر ،ولی دعای او

دیر کرده بود

او خبر نداشت  که دعای کوچکش

پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود

 
عاشق
دختری دلش شکست
رفت و هر چه پنجره
رو به نور بود
بست


***
رفت و هر چه داشت
یعنی آن دل شکسته را
توی کیسه زباله ریخت
پشت در گذاشت


***
صبح روز بعد
رفتگر
لای خاکروبه ها
یک دل شکسته دید
ناگهان توی سینه اش پرنده ای تپید
چیزی از کنار چشم های خسته اش
قطره قطره بی صدا چکید


***
رفتگر برای کفتر دلش
آب و دانه برد
رفت و تکه های آن دل شکسته را به خانه برد

***
سال هاست
توی این محله با طلوع آفتاب
پشت هر دری
یک گل شقایق است
چون که مرد رفتگر
سال هاست

عاشق است


عرفان نظرآهاری