X
تبلیغات
رایتل
برچسب سید حمیدرضا برقعی - حرف دل
محفل دل های بی ریا
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
لحظه ی گریه ی اذان شده بود ...


وقت پرواز آسمان شده بود

گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود


 
برای دلِ تنگم


تویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه ای که ندارم

تمام عمر کشاندی مرا به سوی نگاهت
تمام عمر به سوی نشانه ای که ندارم

چگونه حرف دلم را به چشم هات بگویم
قصیده ای که نگفتم، ترانه ای که ندارم

مرا رها کن و بگذار در قفس بنشینم
که دلخوشم به همین آب و دانه ای که ندارم


سید حمید برقعی

میلاد امام علی علیه السلام مبارک


مصرع ناقص من کاش که کامل می شد

شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست

واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم

نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

 

ایام فاطمیه تسلیت


سلام به همه ... می دونم شعرخوانی ای که در ادامه گذاشتم رو خیلی هاتون شنیدین، ولی اینقدر زیباست که هر بار اشک از چشم من جاری می کنه ... اگه شما هم دلتون لرزید و اشکی از ابر چشمتون بارید، ملتمس دعاهای قشنگتون هستم