X
تبلیغات
رایتل
برچسب شهادت امام علی - حرف دل
محفل دل های بی ریا
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
لحظه ی گریه ی اذان شده بود ...


وقت پرواز آسمان شده بود

گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود


 
فریاد کوه

... مهتاب آن دردمند تنها را خوب می شناخت و نخلستان به صدای پای او، صدای ناله های او عادت کرده بود.

شب بود و نخلستان و علی، علی بود و بغض بود و درد.

چاه نخلستان، محرم رازهایش شده بود. علی سر را بر دوش چاه می گذاشت و از عمق جان ناله می کرد. ناله هایی که دل چاه را می لرزاند. نخلستان را می گریاند. مگر می شد صدای فریاد و ناله ی کوه را شنید، اشک های کوه را دید و نلرزید ...


قسمتی از کتاب فریاد کوه، نوشته ی افسانه شعبان نژاد



فصل، فصل کوچ علی است ... علی به آغوش پیامبر و زهرا (سلام الله علیهم) رفت ...


شیعه ماند و درد بی پدری ...

شیعه ماند و ظلم و جور ابوسفیانی ها ...

اسلام ماند و غربت...

اکنون سالهاست که ما منتظریم

منتظر یک مرد ... مردی از نسل علی



اللهم عجل لولیک الفرج



سرخ شد رنگ زمین، ساقی رضوان افتاد




 جام از دست ملائک به شبستان افتاد

سرخ شد رنگ زمین، ساقی رضوان افتاد

 

ملحدی تیغ به بنیان همه عالم زد
سایه فاجعه بر عالم امکان افتاد
 
ناله از عرش خدا روی زمین می‌غلتید
 خون خورشید بر آیینه و ایوان افتاد
 

در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟



این جزر و مد چیست که تا ماه می رود؟

دریای درد کیست که در چاه می رود؟



این سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگی ماه می رود



گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
یه لحظه مکث کرده به اکراه می رود



آبستن عزای عظیمی است کاین چنین
آسیمه سر، نسیم سحرگاه می رود



امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
یا آفتاب روی زمین راه می رود



در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟
گویا دلی به مقصد دلخواه می رود



دارد سر شکافتن فرق آفتاب
آن سایه ایی که در دل شب راه می رود



 قیصر امین پور